اوایل این هفته دو دکل حفاری فتوولتائیک را روی کانتینرها بارگذاری کردیم و به سمت فیلیپین حرکت کردیم. روی کاغذ روتین به نظر می رسد، اما برای کسانی از ما که از ابتدا این ترتیب را دنبال کرده ایم، بیشتر شبیه عبور از خط پایان است. اینها فقط ماشینهایی نبودند که از خط مونتاژ خارج میشدند-آنها را از طریق تنظیم نهایی، بازرسی کامل، و آزمایشهای رطوبت اضافی گذرانده بودند، زیرا هیچکس نمیخواست پس از رسیدن به مناطق استوایی غافلگیر شود. خاک بیرون نیز قابل بخشش نیست، بنابراین ما مطمئن شدیم که هر کالیبراسیون با آنچه گزارش ژئوتکنولوژی مشتری به ما میفرستد مطابقت دارد.
روز بارگیری بیشتر وقت صبح را به خود اختصاص داد. مهندسان، دکلها، و افراد تدارکات مانند خدمه گودال حرکت میکردند-نه دیوانه، بلکه عمدی. شما نمی توانید در این بخش عجله کنید. هنگامی که آن ظروف مهر و موم شده و قفل می شوند، دیگر دستی برای تغییر دادن اتصالات شل یا تغییر موقعیت بند وجود ندارد. هر گیره باید بار اول درست باشد.


چیزی که بیشتر مردم نمی بینند هفته های تقلای قبلی است. جدول زمانی ساخت و ساز مشتری هیچ سستی نداشت، بنابراین هر تکه کاغذی-اظهارنامه های گمرکی، رزرو بندر، ترخیص کالاهای صادراتی-باید بدون یک اشتباه در جای خود قرار می گرفت. این دکلها کوچک یا سبک نیستند، بنابراین ما{4}}ظروف قفسهای مسطح رزرو کردهایم و نقاط اتصال تقویتشده- را خیلی جلوتر ترسیم کردیم. مسئول تدارکات ما به شوخی گفت که نبرد واقعی بالا بردن تجهیزات نبود، بلکه پنج بخش مختلف و خط کشتیرانی بر سر یک جایگاه بارگیری توافق کردند. به نوعی کار کرد. کانتینرها ترمینال را سریعتر از آنچه که همه پیش بینی می کردند پاک کردند، که تقریباً هرگز اتفاق نمی افتد.
در پایان، تیم فیلیپین مشغول آماده سازی سایت بوده است. آنها قبلاً موقعیت های بنیادی را تعیین کرده اند و درجه بندی اولیه را به پایان رسانده اند. هنگامی که دکل های ما ظاهر می شوند، یک شات مستقیم به حمل و نقل داخلی و سپس مونتاژ می شود. مهندسان محلی از روز اول در جریان بودند-آنها مشخصات را بررسی کردند، سؤالات سختی در مورد دسترسی به تعمیر و نگهداری پرسیدند، و دوبار{4}}بررسی کردند که راه اندازی ما با زمین های مختلط آنها سازگار است. آن مشارکت اولیه نتیجه داد زیرا اکنون هیچ حدس و گمانی از طرفین وجود ندارد.
این محموله همچنین چیزی در مورد چگونگی تغییر تجهیزات ما می گوید. نسل کنونی دکلهای حفاری فقط نسخهای{1}}تقویتشده از آنچه پنج سال پیش ساختهایم نیست. ما در مصرف سوخت، پایداری هیدرولیک، و اطمینان از دسترسی به نقاط سرویس معمولی کار کردهایم-بهویژه زمانی که نزدیکترین فروشنده در یک پرواز دورتر است. بسیاری از این ترفندها مستقیماً از بازخورد میدانی حاصل شده است. اپراتورها به ما می گفتند چه چیزی آنها را آزار می دهد، چه چیزی اغلب خراب می شود، چه چیزی سوخت را خیلی سریع تخلیه می کند و ما گوش می دهیم. این کل رویکرد طراحی ما را تغییر داد. به جای تعقیب اعداد اسب بخار در برگه مشخصات، ما به احساس دستگاه پس از هشت ساعت حفاری مداوم توجه می کنیم. به نظر می رسد، این چیزی است که خدمه را سازنده نگه می دارد.
پشت این تحویل واحد، تغییر بزرگتری در حال وقوع است. پروژه های خورشیدی در سراسر آسیای جنوب شرقی در حال افزایش است و پیمانکاران متوجه شده اند که دیگر نمی توانند به کار دستی یا روش های حفاری موقت تکیه کنند. آنها به وسایلی نیاز دارند که نشان داده شود، راه اندازی شود و روشن بماند. ما این محموله فیلیپین را بهعنوان پایهای-به معنای واقعی و مجازی-برای یک شراکت طولانیتر، نه یک معامله- یکباره در نظر میگیریم. با تأیید بیشتر مزارع خورشیدی، ما انتظار داریم که درخواستها برای پیکربندیهای سفارشیشده و جورابهای یدکی محلی نیز در کنار آنها رشد کنند.
اکنون که کانتینرها از بندر خارج شده اند، ما مانند شاهین ها سیستم ردیابی را تماشا می کنیم. اما هنوز کسی جشن نمی گیرد. نقطه عطف واقعی زمانی است که آن دکلها در سایت- دوباره مونتاژ میشوند، بررسیهای راهاندازی آنها را انجام میدهند و در واقع شروع به گاز گرفتن در زمین میکنند. آن وقت است که کاغذبازی و برنامه ریزی به چیزی ملموس-فولاد، هیدرولیک و گشتاور تبدیل می شود که کاری را که قرار است انجام دهد، انجام می دهد. تا آن زمان، این فقط محموله است. زمانی که حفاری می کنند، این یک پروژه است. و این همان بخشی است که همه ما منتظر آن هستیم.
